تبليغاتX
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی

اميد است آتش عشق و محبت خدا و خوبان خدا ، آنچنان در وجودتان شعله ور گردد كه هر چه غير اوست را بسوزاند * * * روي جانان طلبي ، آينه را قابل ساز . . . ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روي * * * رَضيتُ بِاللهِ رَبّاً وَ بِالْاِسْلامِ ديناً وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ نَبِيّاً وَ بِعَلِيٍّ اِماماً وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسي وَ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَالْحَسَنِ وَالْخَلَفِ الصّالِحِ عَلَيْهِمُ السَّلامِ اَئِمَّهً وَ سادَةً وَ قادَةً بِهِمْ اَتَوَلّي وً مِنْ اَعْدائِهِمْ اَتَبَرَّءُ

 

.: عارفانه ها و عاشقانه های مرحوم میرزا اسماعیل دولابی :.

 

 

مرحوم دولابي رحمه الله

 

* دل را باید به دلبر داد ، به دنیا نباید بفروشیم .

 

* محبت را برای بدست آوردن چیز دیگری خرج نكن كه كلاه سرت می رود و ضرر می كنی . عقب محبت بگرد . خدا محبت را برای خودش و اولیائش و مؤمنین داده است ، نداده است با آن چیز دیگری بخری .

 

* یك بو از محبت اهل بیت از همه ریاضتها و ذكر گفتن ها و عبادت كردنها بالاتر است .

 

* محبت ، كارش تغییر دادن و رنگ زدن است . مگر نمی بینی كه آن كس كه دوستش داری ، اخلاق و رفتار تو را عوض كرده و تو مانند او شده ای ؟ موالیان ما ، ما را با محبت خود رنگ الهی می زنند .

 

* اعمال هر كس به اندازه معرفتش قیمت دارد . خلوص عمل بسته به میزان معرفت است . اعمالی كه از محبت سرچشمه می گیرد خلوصش بیشتر است .

 

* مومن با نماز و روزه و عباداتی كه انجام می دهد به خدا می گوید كه گرچه در طریق تو فشار زیادی به من وارد می شود و درد می كشم ولی با وجود همه اینها باز هم خواهان توأم .

 

* دو نفر مومن كه یكدیگر را دوست دارند ، آن یك ایمانش افضل از دیگری است كه محبتش به دیگری بیشتر است .

 

مصباح الهدی

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |
 

.: عارفانه ها و عاشقانه های مرحوم میرزا اسماعیل دولابی :.

 

 

 

مرحوم دولابي رحمه الله

 

 

* در زمان حضرت نوح ( ع ) پیرزنی بود كه با چند فرزند یتیمش در كلبه ای كه ته درّه ای قرار داشت زندگی می كرد و حضرت نوح ( ع ) هر وقت از كار ساختن كشتی خسته می شد به كنار كلبه آن پیرزن می آمد و با او حرف می زد . وقتی قرار شد طوفان بیاید نوح ( ع ) به او وعده داد كه هنگام طوفان او را خبر كرده و به كشتی سوار می كند . وقتی طوفان آغاز شد نوح ( ع ) آن پیرزن را از خاطر برد .

وقتی آب همه جا را گرفت نوح ( ع ) به یاد پیرزن افتاد و تأسف خورد كه چرا فراموش كرد او را سوار كند . هنگامی كه طوفان فرو نشست نوح ( ع ) دید در نقطه ای دوردست سبزه زاری وجود دارد . نزدیك رفت و با تعجّب مشاهده كرد خانه همان پیرزن است و هیچ آسیبی به آن نرسیده است و پیرزن و فرزندانش هم سالمند .

از پیرزن پرسید : طوفان كه آمد و آب همه جا را گرفت تو متوجّه نشدی ؟ پیرزن گفت : یك بار كه می خواستم نان بپزم دیدم ته تنور كمی نمناك است ، پس این از آثار آن طوفان بوده است .

 كسی كه با خدا باشد طوفان حوادث به او زیان نمی رساند و حتّی وجود آنها را هم احساس نمی كند .

 

* به خودت بگو خدا با من است . توجّه به این حقیقت سبب می شود كه مردن هم برای انسان آسان شود ، چه رسد به مشكلات كوچكتر . این حرفت هم راست است ، چون خدا با همه هست .

 

مصباح الهدی

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |

 

.: عارفانه ها و عاشقانه های مرحوم میرزا اسماعیل دولابی :.

 

 

مرحوم دولابي رحمه الله

 

* ما در دنیا و آخرت میهمان خدا هستیم . آداب میهمانی را باید رعایت كرد . باید در بدو ورود صاحبخانه را ملاقات كرد ، بعد هرجا كه گفت بنشین نشست و هرچه پذیرایی كرد بهره برد و به صاحبخانه فرمان نداد و جز آنچه آماده كرده نخواست و دل به وسایل و منزل صاحبخانه نبست و آرزوی مالكیت آنها را نكرد .

 

* مهمان تا صاحبخانه را ملاقات نكرده و ندیده است فكر می كند اصلاً مهمان نیست و به دزدی آمده است ؛ لذا تا صاحبخانه را نشناخته است باید خیلی احتیاط كند . امّا وقتی كه صاحبخانه را شناخت و دید ، دیگر هرچه خواست می خورد . تنها وظیفه مهمان این است كه هرچه صاحبخانه گفت بكند و هرچه هم به او داد بگیرد و نگوید كم است یا چیز دیگری می خواهم .

 

* اكرموا الضیف ولو كان كافرا : به مهمان حتّی اگر كافر باشد كرم نمایید و او را اكرام كنید . اگر خود را مهمان خدا دیدی ، هرچه باشی ، خدای كریم حتماً تو را كریمانه دست گیری و اكرام می نماید .

 

* وقتی مهمان می شویم خوبست تمام عیار مهمان شویم .

 

مصباح الهدی

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |

 

.: عارفانه ها و عاشقانه های مرحوم میرزا اسماعیل دولابی :.

 

 

مرحوم دولابي رحمه الله

 

 

* ایاز به علّت توجّه و علاقه شدید سلطان محمود به او به شدت مورد حسادت مقامات دربار بود . یك بار نزد سلطان سعایت كردند كه ایاز هر روز قبل از اینكه به دربار و به حضور سلطان بیاید به منزلی می رود و گویا از كسی دستور می گیرد و شب هم كه از حضور سلطان مرخّص می شود سر راه به همان منزل می رود و گویا اخبار دربار را به آن شخص گزارش می دهد . سلطان دستور داد آن منزل را تفتیش كنند .

مأموران وقتی وارد آن منزل شدند دیدند تنها یك اتاق خالی دارد كه در آن اتاق یك پوستین شبانی به یك میخ آویزان است . خبر را برای سلطان آوردند . ایاز كه به خدمت سلطان آمد سلطان قضیه را از او استفسار كرد . ایاز گفت : آنچه در آن اتاق آویخته است پوستین شبانی من است كه قبل از آشنایی با سلطان بر تن می كردم و چوپانی می كردم . هر روز قبل از اینكه به دربار بیایم به آن اتاق می روم و آن پوستین را بر تن می كنم و به خودم می گویم : ایاز خودت را گم نكنی و فراموشت نشود كه تو همان چوپان فقیر و بی كسی ، هر چه كه داری از بركت سلطان است . شب هم یك بار دیگر همین را به یاد خودم می آورم تا خودم را گم نكنم و حقّ سلطان را فراموش نكنم .

خوب است دوست اهل بیت هم روزی یكی دو بار پوستین موت و فنا را بر تن كند و به یاد بیاورد كه هر چه دارد عطای خداست و از خودش هیچ چیز ، چه مادّی و چه معنوی ، ندارد .

 

* حبّ دنيا را از دل بيرون انداختن موت است .

 

 

مصباح الهدی

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |
 

.: عارفانه ها و عاشقانه های مرحوم میرزا اسماعیل دولابی :.

 

 

مرحوم دولابي رحمه الله

 

حضرت موسی ( ع ) به شخصی برخورد كه كور و كَر بود و دست و پا هم نداشت . یه یك تكّه گوشت شبیه تر بود تا انسان . از او پرسید : حالت چطور است ؟ یعنی دنیا و ربّت را چگونه می بینی ؟ آن شخص در پاسخ موسی ( ع ) گفت : كیست در این دنیا كه حالش مثل من باشد ؟ چشم ندارم ، در نتیجه آنچه را خدا راضی نیست نمی بینم ؛ گوش ندارم ، در نتیجه سخنی را كه خدا دوست ندارد نمی شنوم ؛ پا ندارم ، در نتیجه به جایی كه خدا راضی نیست نمی روم ؛ دست ندارم ، در نتیجه كاری را كه خدا نمی پسندد نمی كنم و كسی را كه خدا نمی خواهد بزنم نمی زنم . پس در همه عالم كسی كه حالش از خوبی به من برسد نیست . موسی از معرفت و رضامندی و شاكر بودن او بسیار متعجّب شد . ما هم سعی كنیم كارهای خدا را با حسن ظنّ تعبیر خوب كنیم تا ان شاء الله به ارزش دادن ها و ندادن های خدا پی ببریم . شكر حقیقی هر نعمت درك ارزش آن نعمت است .

 

مصباح الهدی

 

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |
 

.: در محضــــــــر استاد مهــــــــدی طیّب :.

 

 

برخی از كسانی كه در محافل صوفیان و مجامع عارفان حضور می یابند اشخاصی هستند كه به عرفان و تصوّف به عنوان امری تفنّنی و مشغولیتی دلپذیر و دوست داشتنی برای اوقات فراغت از كارهای دنیوی و مادّی می نگرند . اینان از حقیقت اندیشه ها و روحیات ، حالات و مقامات ، و رفتار و كردار عارفان بی بهره اند و زندگیشان كوچكترین تأثیری از معنویت و عرفان نپذیرفته است و در عرصه دنیا پرستی و زراندوزی ، لذّت پرستی و شهوت رانی ، و حقّ كشی و بی رحمی ، پیشتاز بوده و گوی سبقت را از دیگران ربوده اند ؛ لكن با اداهای عارفانه در آوردن و عبارات و اصطلاحات و جملات و اشعار عرفانی بر زبان راندن ، خود را به عارفان شبیه می سازند و چه بسا خویش را اهل عرفان بشمار می آورند .

 

عرفان گرائی این گروه شكل فانتزی دارد و در عین دنیا طلبی و گناه پیشگی ، و عدم پروای از هیچ حرام و ظلم و فسق و معصیتی در عرصه زندگی خود ، به عنوان یك تفریح معنوی و تفنّن روحی و زمینه ای برای تخلیه روانی و ارضاء كاذب نیاز روحی خویش به دین و معنویت ، ساعاتی را در طول هفته یا ماه ، به حضور در خانقاه ها و جلسات صوفیانه اختصاص داده و به اصطلاح از فضای روحانی و مراسم عرفانی آن لذت برده ، متمتّع می گردند . امّا پس از ترك جلسه و ورود به فضای واقعی زندگی خود ، تا بار دیگری كه مجدداً در آن جلسه حضور یابند ، معنویت و دین و عرفان و خداو اولیای خدا را به فراموشی سپرده و همان روال دنیاپرستانه و معصیت آلود زندگی خویش را پی می گیرند . جالب است كه در همان ساعات حضور در محافل و جلسات صوفیانه و عرفانی هم صرفاً به جنبه های شیرین و شاعرانه و احساسی دین و عرفان توجه كرده و می پردازند و به طاعت و عبادت ، ورع و تقوی ، و حجاب و عفاف ، عنایتی نداشته و رغبت و اقبالی نشان نمی دهند .

 

مبرّا بودن ساحت دین و عرفان و معنویت از چنین بازی های نابخردانه ای ، نیاز به توضیح ندارد و كسانی كه چنین رویه ای در پیش گرفته اند باید بدانند كه این گونه عرفان گرائی ، هیچ ثمر و فایده واقعی و ماندگاری برای آنها نخواهد داشت و اندكی از بار گناهان ایشان نمی كاهد و به رشد و تعالی آنها منجر نمی شود .

 

سرّحقّ

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |
 

.: در محضــــــــر استاد مهــــــــدی طیّب :.

 

 

برخی از صوفیان ، سَماع را كه عبارت از گوش سپردن به صدای خوانندگان خوش الحان و آهنگ های خوش و زیبا است ، مددی مؤثر و كارساز برای دستیابی به حالات معنوی و به پرواز درامدن روح در آسمان های ملكوت می دانند . لذا استفاده سالك را از موسیقی و آوازی كه چنین تاثیری در روح ایجاد كند ، مجاز و پسندیده می دانند . این صوفیان در مجالس عرفانی و حلقه های ذكر خود به سَماع می پردازند . مقصود از سَماع گوش سپردن به آواز خواننده ای خوش صداست كه اشعار عرفانی را همراه با موسیقی می خواند .

 

در این زمینه توجه به نكاتی لازم است . اولاً اینكه نقش صدای خوش و لحن و آهنگ زیبا و مناسب ، در تاثیر كلام ، امری انكار ناپذیر است . آهنگین و موزون بودن عبارات قرآن كریم و توصیه ای كه پیامبر اكرم و ائمه ( علیهم السلام ) بر قرائت قرآن با صدای زیبا و با لحن آهنگ محزون نموده اند و جذابیت صدای خود آن بزرگواران به هنگام تلاوت قرآن ، به گونه ای كه همه را مجذوب می ساخته و قدرت حركت را از شنوندگان سلب می نموده ، همه گواه براین امر است . قرائت قرآن كریم با آهنگ و سبك های زیبا و موزون توسط قاریان ، خوانده شدن اشعار حاوی معارف و مواعظ دینی و مدایح و مراثی خاندان عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) توسط ذاكران و مداحان ، و بهره گیری واعظان و خطیبان مذهبی از خواندن آهنگین اشعار در سخنرانی ها و مواعظ خود ، در مجالسی كه فقهاء و مراجع نیز حضور دارند ، همه تاییدی بر این امر است كه استفاده از لحن و آهنگ و صدای خوش برای تاثیرگذاری بیشتر كلام در شنونده ، از دید فقیهان و متشرعان نیز امری جایز و پسندیده است . لكن در این مورد به دو امر باید دقت داشت ؛ یكی محتوای كلام ، كه آموزنده ، سازنده و تعالی بخش ، نه مخرب و گمراه كننده و برانگیزاننده خواسته های حیوانی و شیطانی نفس ، دوم صدا و آهنگ كلام ، كه بیدار كننده و برانگیزاننده احساس های معنوی و حالات ملكوتی باشد ، نه مهیج و محرك جنبه های شهوانی و غضبی . به بیان دیگر ، محتوا و آهنگ كلام به شخص كمك كنند كه به مراتب رفیع عقل و حتی مدارج فوق عقل راه یابد ، نه اینكه او را به منازل دون عقل و عوالم بهیمیت و سبعیت سوق دهند . به تعبیر دیگر ، تعالی بخش باشند ، نه انحطاط بخش .

 

ثانیاً : نغمه ها ، آواها و آهنگ هایی كه با ابزار و ادوات موسیقی نواخته می شوند ، حساب جداگانه ای دارند . در مورد حكم شرعی نواختن و گوش سپردن به موسیقی و اینكه آیا استفاده از موسیقی ، جایز و مباح است یا نه ، همچون تمامی احكام دیگر شرع ، مرجع تشخیص ، فقها و مراجع تقلید شیعه اند و هركس باید به فتوای مرجع تقلید خود اتكا و عمل كند . اینكه موسیقی مصادیق حرامی دارد ، مسلّم و مورد اتّفاق فقهای اسلام است . اما اینكه آیا مصادیق غیر حرام ( مكروه یا مباح ) نیز دارد و در صورت وجود چنین مصادیقی ، ملاك تشخیص موارد غیر حرام از موارد حرام آن چیست ، امری است كه فقیه ، به استناد اصول و موازین و ادّله و براهین فقهی ، باید تشخیص دهد و به كسانی كه متخصّص و كارشناس فقه نیستند اعلام كند .

 

اما شاهد بارز اینكه در صورت وجود مصادیق مباح ، استفاده از موسیقی برای مقاصد معنوی در محافل مذهبی ، روا و جایز نیست ، آن است كه در عین وجود داشتن و شناخته بودن و رواج داشتن نواختن موسیقی با ابزارهای گوناگون در بین اعراب دوران جاهلیت و پس از آن ، در سیره و سنّت پیامبر اكرم و خاندان پاكش ( علیهم السلام ) مطلقاً مؤیدی بر اینكه آن بزرگواران برای ایجاد و تشدید حالات معنوی در بین اصحاب خود ، از موسیقی بهره جسته باشند ، وجود ندارد . در نتیجه ، با توجه به اسوه و